مدرنیسم، جنسیت و انقلاب در ایران: فوکوعلیه فوکو

This article was published in Sarpich (transcript of an interview), March 1, 2009

ژانت آفاري را در ايران بيشتر با کتاب نسبتا حجيمش يعني «انقلاب مشروطه» مي شناسند که در واقع پايان نامه وي به شمار مي‌آيد. از او مقالات بسياري در نشريات داخلي و خارجي به چاپ رسيده است. از دو کتاب آخر وي که توجهات بسياري را به خود جلب کرده است يکي با عنوان «فوکو و انقلاب ايران» است که آن را مشترکا با کوين اندرسون به نگارش در آورده است و به نقد نظرات فوکو در خصوص انقلاب ايران مي پردازد. هم چنين براي نخستين بار در اين کتاب مقالاتي که فوکو در بحبوحه انقلاب ايران در نشريات فرانسه در ارتباط با آن رخداد به نگارش درآورده نيز به زبان انگليسي ترجمه شده است. آخرين کتاب وي با عنوان «سياست‌هاي جنسيتي در ايران» به بررسي مناسبات حاکم بر ساختار خانواده و تغيير و تحولات آن از اواخر قرن نوزده تا به امروز مي پردازد. آفاري از همان اولين کارهاي خود به وضوح در نوشته هايش نشان مي دهد که تحولات اجتماعي در ايران چيزي نيست که به يک باره بروز کرده باشد و بتوان بي بازگشت به گذشته به تحليل آن ها پرداخت. از اين رو است که او انقلاب مشروطه را به عنوان رخدادي که سرآغاز ورود تفکر مدرن در پوششي فرهنگي است نقطه شروع کارهاي خويش قرار مي دهد. آفاري با تمرکز بر جنبش هاي زنان و نقشي که ايشان در تحولات سياسي و اجتماعي و فرهنگي ايران معاصر بازي مي کنند مي کوشد تا روند مطالبات اين جنبش و چرايي افول خواسته هاي ايشان را تشريح کند. در کتاب «سياست هاي جنسيتي در ايران» او به ارائه طرحي از مناسبات جنسيتي در ايران مي پردازد که خلاف برداشت هاي رايج و عام گرايانه از سير تحولات اجتماعي و فرهنگي ايران معاصر است