The Iranian Constitutional Revolution, 1906-1911 (Persian)

Publisher: Bisotoun Publishing
Date: July 15, 2006
ISBN-10:
ISBN-13:
Translations:

In Iran: Qoqnoos Press
A thoroughly researched and highly detailed account of the formation of Iran’s first constitution, ratified on December 30, 1906, just a week before the death of Muzffar al-Din Shah. — Choice
“The Iranian Constitutional Revolution, 1906-1911” Adds significantly to the recent body of excellent work on the important and exciting story of Iran’s first twentieth-century revolution. Particularly in her discussion of neglected groups and classes, including women, peasants, and workers, Afary sheds major new light on their role in this epochal event, an event which is key to the understanding of twentieth-century Iranian and world history. — Nikki Keddie, University of California, Los Angeles
انقلاب مشروطه ایران در بوته آزمون تئوریک انقلاب ها, نگین، شماره 3 (فروردین-اردیبهشت 1377) صص. 46-50
منصور بنکداریان، “ریشه های مردمی انقلاب مشروطه, ایران نامه، سال پانزدهم صص. 670-673
حمید حمید، “نقد کتاب انقلاب مشروطیت ایران, مهرگان، سال 6، شماره 2 (تابستان 1997) صص. 163-167
منوچهر بختیاری، “نقد و بررسی کتاب انقلاب مشروطه ایران، اثر ژانت آفاری, 2003 “
ریشه های مردمی انقلاب مشروطه
منصور بنكداریان
نقلاب 1357 و برقراری جمهوری اسلامی به تشدید علاقه و تجدید نظرهای اساسی در باره انقلاب مشروطه انجامید. در سال های پس از برقراری رژیم اسلامی درایران كتاب ها و مقالات فراوانی درمورد اهداف، فعالیت ها، اندیشه ها، و دستاوردهای گروه ها و افراد هوادار و یا مخالف نهضت مشروطه به زبان های مختلف منتشر شده اند، كه در بسیاری از آنان جنبه هایی از انقلاب مشروطه از دیدگاه وقایع انقلاب اخیر و یا درچارچوب مسائلی كه پس از پیدایش حكومت اسلامی مطرح شده مورد بررسی قرار گرفته اند. برای مثال، برخی از این مطالعات به نقش روحانیون شیعه در حمایت و یا مخالفت با نهضت مشروطه، و یا دلایل عدم انحصار قدرت سیاسی توسط روحانیون در انقلاب مشروطه، تمركز كرده اند. ژانت آفاری نیز در اثر ارزنده خود به برخی از جنبه های ویژه انقلاب مشروطه كمابیش از چشم انداز تحولات پس از انقلاب می نگرد. به گفته وی، تضادهای اساسی اجتماعی (طبقاتی، جنسی، فرهنگی، و مذهبی) كه در پیدایش و پی آمدهای انقلاب مشروطه نقشی عمده داشتند، نه تنها هنوز به شكل های مختلف درجامعه امروزی ایران ادامه دارند، بلكه برخی از آن ها پس از استقرار رژیم اسلامی شدت بیشتری یافته اند. (صص1-2) گذشته از بررسی این تضادها، كتاب هم چنین به بررسی جنبه های دیگری از انقلاب مشروطه می پردازد كه در مطالعات دیگر اكثراً یا نادیده گرفته شده و یا فقط به صورت سطحی مطرح گشته اند
درباره چالشی كه نخستین قانون اساسی ایران با آن روبرو بود
آزادیِ مشروط
ژانت آفاری :این روزها سخن از روش های تاریخی ای می رود كه به تدریج اسطوره صفت شدهاند. نه تنها انقلاب های سیاسی، كه در سرشت خویش عقل و دل ربا و پر از تناقض اند، كه حتی متن ها و سندهای سیاسی ای كه در گیرو دار دگرگونی های بزرگ اجتماعی پدید میآیند آماج خوانشها و تفسیرهای گوناگون اند. نخستین قانون اساسی ایران در سال1906 و متمم آن نیز كمابیش دچار چنین سرنوشتی بوده است این سند حق قانونگزاری مجلس شورای ملّی را كه قرار بود در كانون قدرت سیاسی نشیند به رسمیت شناخت و از دامنه نفوذ شاه كاست. طبق این قانون قراردادهای خارجی باید به تصویب مجلس شورا رسد، انجمن های ایالتی از استقلال رأی بهرهور گردند، آزادی انتشار و مطبوعات تضمین و اهالی مملكت در برابر قانون برابر شناخته شوند. با این همه، قانون اساسی از بازكردن گرة تعارض میان قوانین عرفی و احكام شرع بازماند و در نتیجه نتوانست به شمارقوانین اساسی مدرن جهان بپیوندد.
تدوین كنندگان این قانون، بیشتر از قانون اساسی سال 1831 بلژیك اقتباس كردنداین نوشته به بررسی تأثیر این الگوها بر ساختار قانون اساسی نخست ایران می پردازد و نشان میدهد كه قانون اساسی ایران در پاره ای زمینه ها از برخی ازقوانین اساسی اروپائیان فراتر رفته، به ویژه از آن رو كه از حقوق پادشاه كاسته وقلمرو اختیارات مجلس شورا و وزیران را گسترده تر كرده است. قانون اساسی ایران پایههای بنای دادگستری عرفی را فراهم آورد و از قدرت سنتی فقها و مجتهدان كاست. اما از دیگر سو این قانون اساسی با امتیازهای بی سابقه ای هم حقوق مدنی شهروندان و هم استقلال مجلس شورا و قوه قضائیه را مخدوش كرد
Overview
In Iran: Qoqnoos Press
A thoroughly researched and highly detailed account of the formation of Iran’s first constitution, ratified on December 30, 1906, just a week before the death of Muzffar al-Din Shah. — Choice
“The Iranian Constitutional Revolution, 1906-1911” Adds significantly to the recent body of excellent work on the important and exciting story of Iran’s first twentieth-century revolution. Particularly in her discussion of neglected groups and classes, including women, peasants, and workers, Afary sheds major new light on their role in this epochal event, an event which is key to the understanding of twentieth-century Iranian and world history. — Nikki Keddie, University of California, Los Angeles
Book Reviews
انقلاب مشروطه ایران در بوته آزمون تئوریک انقلاب ها, نگین، شماره 3 (فروردین-اردیبهشت 1377) صص. 46-50
منصور بنکداریان، “ریشه های مردمی انقلاب مشروطه, ایران نامه، سال پانزدهم صص. 670-673
حمید حمید، “نقد کتاب انقلاب مشروطیت ایران, مهرگان، سال 6، شماره 2 (تابستان 1997) صص. 163-167
منوچهر بختیاری، “نقد و بررسی کتاب انقلاب مشروطه ایران، اثر ژانت آفاری, 2003 “
ریشه های مردمی انقلاب مشروطه
منصور بنكداریان
نقلاب 1357 و برقراری جمهوری اسلامی به تشدید علاقه و تجدید نظرهای اساسی در باره انقلاب مشروطه انجامید. در سال های پس از برقراری رژیم اسلامی درایران كتاب ها و مقالات فراوانی درمورد اهداف، فعالیت ها، اندیشه ها، و دستاوردهای گروه ها و افراد هوادار و یا مخالف نهضت مشروطه به زبان های مختلف منتشر شده اند، كه در بسیاری از آنان جنبه هایی از انقلاب مشروطه از دیدگاه وقایع انقلاب اخیر و یا درچارچوب مسائلی كه پس از پیدایش حكومت اسلامی مطرح شده مورد بررسی قرار گرفته اند. برای مثال، برخی از این مطالعات به نقش روحانیون شیعه در حمایت و یا مخالفت با نهضت مشروطه، و یا دلایل عدم انحصار قدرت سیاسی توسط روحانیون در انقلاب مشروطه، تمركز كرده اند. ژانت آفاری نیز در اثر ارزنده خود به برخی از جنبه های ویژه انقلاب مشروطه كمابیش از چشم انداز تحولات پس از انقلاب می نگرد. به گفته وی، تضادهای اساسی اجتماعی (طبقاتی، جنسی، فرهنگی، و مذهبی) كه در پیدایش و پی آمدهای انقلاب مشروطه نقشی عمده داشتند، نه تنها هنوز به شكل های مختلف درجامعه امروزی ایران ادامه دارند، بلكه برخی از آن ها پس از استقرار رژیم اسلامی شدت بیشتری یافته اند. (صص1-2) گذشته از بررسی این تضادها، كتاب هم چنین به بررسی جنبه های دیگری از انقلاب مشروطه می پردازد كه در مطالعات دیگر اكثراً یا نادیده گرفته شده و یا فقط به صورت سطحی مطرح گشته اند
درباره چالشی كه نخستین قانون اساسی ایران با آن روبرو بود
آزادیِ مشروط
ژانت آفاری :این روزها سخن از روش های تاریخی ای می رود كه به تدریج اسطوره صفت شدهاند. نه تنها انقلاب های سیاسی، كه در سرشت خویش عقل و دل ربا و پر از تناقض اند، كه حتی متن ها و سندهای سیاسی ای كه در گیرو دار دگرگونی های بزرگ اجتماعی پدید میآیند آماج خوانشها و تفسیرهای گوناگون اند. نخستین قانون اساسی ایران در سال1906 و متمم آن نیز كمابیش دچار چنین سرنوشتی بوده است این سند حق قانونگزاری مجلس شورای ملّی را كه قرار بود در كانون قدرت سیاسی نشیند به رسمیت شناخت و از دامنه نفوذ شاه كاست. طبق این قانون قراردادهای خارجی باید به تصویب مجلس شورا رسد، انجمن های ایالتی از استقلال رأی بهرهور گردند، آزادی انتشار و مطبوعات تضمین و اهالی مملكت در برابر قانون برابر شناخته شوند. با این همه، قانون اساسی از بازكردن گرة تعارض میان قوانین عرفی و احكام شرع بازماند و در نتیجه نتوانست به شمارقوانین اساسی مدرن جهان بپیوندد.
تدوین كنندگان این قانون، بیشتر از قانون اساسی سال 1831 بلژیك اقتباس كردنداین نوشته به بررسی تأثیر این الگوها بر ساختار قانون اساسی نخست ایران می پردازد و نشان میدهد كه قانون اساسی ایران در پاره ای زمینه ها از برخی ازقوانین اساسی اروپائیان فراتر رفته، به ویژه از آن رو كه از حقوق پادشاه كاسته وقلمرو اختیارات مجلس شورا و وزیران را گسترده تر كرده است. قانون اساسی ایران پایههای بنای دادگستری عرفی را فراهم آورد و از قدرت سنتی فقها و مجتهدان كاست. اما از دیگر سو این قانون اساسی با امتیازهای بی سابقه ای هم حقوق مدنی شهروندان و هم استقلال مجلس شورا و قوه قضائیه را مخدوش كرد